الشيخ محمد علي الگرامي القمي
52
رساله توضيح المسائل (1390ش) (فارسى)
لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود ؛ آب كشيدن توى دهان لازم نيست ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود بنابر احتياط بايد آن را آب بكشند . مسئله 240 - اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده آن غذا پاك است . و اگر خون به آن برسد بنابر احتياط نجس مىشود . ولى با مضمضه و گرداندن آب دهان پاك مىشود . مسئله 241 - مقدارى از لبها و پلك چشم كه موقع بستن ، روى هم مىآيد و هر جايى را كه انسان نمىداند از ظاهر بدن است يا باطن آن ، اگر نجس شود بنابر احتياط واجب بايد آب بكشد . مسئله 242 - اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند ، چنانچه طورى آنها را تكان دهند كه گرد و خاك نجس از آنها بريزد ، پاك مىشود . 10 - استبراء حيوان نجاستخوار مسئله 243 - بطورى كه گذشت بنا به احتياط واجب ؛ بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده ، نجس است و اگر بخواهند قطعاً پاك شود ، بايد آن را استبراء كنند - يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند ، نگذارند نجاست بخورد و خوراك پاك به آن بدهند - و بنابر احتياط مستحب بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را سى روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را هفت يا پنج روز و مرغ خانگى را سه روز ؛ از خوردن نجاست جلوگيرى كنند و غذاى پاك به آنها بدهند و اگر بعد از اين مدت باز هم عرفاً با توجّه به مدت استبراء نجاستخوار به آنها گفته شود بنا به احتياط واجب تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آنها نگويند آنها را از خوردن نجاست جلوگيرى نمايند . 11 - غايب شدن مسلمان مسئله 244 - اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است نجس شود و آن مسلمان غايب گردد يعنى بين او و ديگران فاصله بيفتد و سپس حاضر شود ، حكم به پاكى مىشود ولى احتياط آن است كه با رعايت شش شرط پاك است : اوّل - آنكه آن مسلمان چيزى كه بدن يا لباسش را نجس كرده ، نجس بداند پس اگر مثلًا لباسش به عرق جنب از حرام آلوده شود و آن را نجس نداند ، بعد از غايب شدن او نمىشود آن لباس را پاك دانست - اگر ما نجس بدانيم - .